Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرعری

تلفظ بین المللی : /aːrʔˈari/ تلفظ :‌ [a:R?'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عَرعَریان
  • عرعریان
  • عرعر
  • عرعر تلخ
  • عرعر کردن
  • عرعره
  • عَرعَر
  • درخت عرعر
  • عرعر الاغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عرعری. [ ع َ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عرعر. مانند عرعر. بسان درخت عرعر.- قامت عرعری ؛ قامت آخته و راست : ترا ره نمایم که چنبر که را کن به سجده مر این قامت عرعری را.ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 14 ). || بچه نحس و بداخلاق. عرعرو. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به عرعرو شود.- عرعری کردن ؛ خاصیت و جلوه درخت عرعر داشتن.بید ار چه سبز و نغز و لطیف است در بهارکی در چمن به جلوه کند بید عرعری.مجد همگر....

فرهنگ فارسی

منسوب به عرعر مانند عرعر

کلمات مرتبط

  • عَرعَریان
  • عرعریان
  • عرعر
  • عرعر تلخ
  • عرعر کردن
  • عرعره
  • عَرعَر
  • درخت عرعر
  • عرعر الاغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات