Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عثری

تلفظ بین المللی : /ˈaːsri/ تلفظ :‌ ['a:sRi]
لغت نامه دهخدا
  • ریشه عریان
  • سته عشری
  • ظفر العفریت
  • عاری
  • عاریت
  • عاریت خواستن
  • عاریت دادن
  • عاریتی
  • عاریه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عثری . [ ع َ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به عثر و آن شهری است به یمن .

عثری . [ ع َ ری ی ] (اِخ ) یوسف بن ابراهیم عثری از عبدالرزاق بن همام روایت کند و شعیب بن محمد الذراع از وی حدیث دارد. (از اللباب ج 2 ص 122).

عثری . [ ع َ ث َ ری ی ...

کلمات مرتبط

  • ریشه عریان
  • سته عشری
  • ظفر العفریت
  • عاری
  • عاریت
  • عاریت خواستن
  • عاریت دادن
  • عاریتی
  • عاریه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات