Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عتاب

تلفظ بین المللی : /ʔˈetɑb/ تلفظ :‌ [?'etAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • عتاب و خطاب
  • عتاب کردن
  • عتاب نفس
  • هذمهبن عتاب
  • ام عتاب
  • تلخ عتاب
  • پر عتاب
  • خالد بن عتاب
  • عتابه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عتاب . [ ع ُت ْ تا ] (اِخ ) نام شخصی است که مخترع خارا بوده و آن پارچه ای است موجدار که از ابریشم میبافند. (برهان ). رجوع به عتابی شود.

عتاب . [ ع َت ْ تا ] (اِخ ) ابن ورقاء الریاحی . از شجاعان و از امیران عرب است و از امرای مصعب بن زبیر است . او را امارت اصفهان داد و به جنگ خوارج ری فرستاد به ری برفت و با خارجیان جنگی سخت کرد و ری را به قهر تصرف کرد و سپس...

فرهنگ عمید

۱. ملامت کردن، سرزنش.
۲. گفتن کلمه ای از روی خشم به کسی، خشم گرفتن، درشتی کردن.

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - خشم گرفتن . ۲ - سرزنش کردن .

فرهنگ فارسی

خشم گرفتن وملاکردن، سرزنش کردن، درشتی کردن، گفتن کلمهای ازروی خشم بکسی۱ - ( مصدر ) خشم گرفتن . ۲ - ناز کردن. ۳ - ملامت کردن . ۴ - ( اسم ) قهر غضب . ۵ - ملامت . یا عتاب وخطاب . سرزنش ملامت .ابن ورقائ الریاحی از شجاعان و از امیران عربست و از امرا مصعب بن زبیر است او را امارت اصفهان داد و به جنگ خوارج ری فرستاد به ری برفت و با خارجیان جنگی سخت کرد و ری را بقهر تصرف کرد و سپس حجاج او را به جنگ شیب بن ...

دانشنامه عمومی

عتاب (خواننده). عِتاب (۳۰ دسامبر ۱۹۴۷–۱۹ اوت ۲۰۰۷) از خوانندگان مشهور عربستان سعودی در دهه هفتاد بود.ویکیبیدیا contributors, "عتاب (مغنیة)," ویکیبیدیا، , http://ar.wikipedia.org/w/index.php?title=عتاب_(مغنیة)&oldid=14630293 (accessed ینایر ۱۳، ۲۰۱۵).او با نام اصلی «طروف عبدالخیر آدم محمد الطلال الهذلی» در ریاض به دنیا آمد و در دهه هفتاد مشهورترین خواننده سعودی شد که در جشن های ازدواج و مراسم شاد...

مترادف و متضاد

ناز

پرخاش، سرزنش، شماتت، ملامت، نقمت

خشم، خطاب، غضب، قهر، مخالفت، معاتبه

۱. پرخاش، سرزنش، شماتت، ملامت، نقمت
۲. خشم، خطاب، غضب، قهر، مخالفت، معاتبه
۳. ناز

blame (اسم)سب، سرزنش، گناه، عتاب، اشتباه، مذمتreproof (اسم)سب، سرزنش، عتاب، ملامت، طعنه، نکوهش، توبیخ ملایمexpostulation (اسم)عتاب، طعنهchiding (اسم)سرزنش، عتاب...

کلمات مرتبط

  • عتاب و خطاب
  • عتاب کردن
  • عتاب نفس
  • هذمهبن عتاب
  • ام عتاب
  • تلخ عتاب
  • پر عتاب
  • خالد بن عتاب
  • عتابه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات