کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عتاب-کردن | کلماتور
معانی کلمه : عتاب کردن
تلفظ بین المللی :
/ʔˈetɑb kˈardan/
تلفظ :
[?'etAb k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عذاب کردن
عقاب کردن
عتاب
عتاب و خطاب
عتاب نفس
هذمهبن عتاب
ام عتاب
تلخ عتاب
پر عتاب
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - خشم گرفتن بر . ۲ - سرزنش کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
blame (فعل)مقصر دانستن، سرزنش کردن، لکه دار کردن، ملامت کردن، عیب جویی کردن از، انتقاد کردن، گله کردن، عتاب کردنrebuke (فعل)زخم زبان زدن، سرزنش کردن، ملامت کردن، عتاب کردن، توبیخ کردن، سرکوفت دادنchide (فعل)سرزنش کردن، عتاب کردن، گله کردن از، غرغر کردنreprove (فعل)سرزنش کردن، ملامت کردن، عتاب کردن، نکوهش کردنexpostulate (فعل)عتاب کردن، سرزنش دوستانه کردن...
کلمات مرتبط
عذاب کردن
عقاب کردن
عتاب
عتاب و خطاب
عتاب نفس
هذمهبن عتاب
ام عتاب
تلخ عتاب
پر عتاب
نظرات