Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عاقده

تلفظ بین المللی : /ˈɑq1edˌeː/ تلفظ :‌ ['Aq1ed,e:]
لغت نامه دهخدا
  • ذات عاده مستقره
  • عاقبه
  • عاقبه الامر
  • عاقد
  • عاقره
  • عاقله
  • عاقله زن
  • عایده
  • عقده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عاقدة. [ ق ِ دَ ] (ع ص ) مؤنث عاقد. ج ، عاقدات و عَواقد.(اقرب الموارد). رجوع به عاقد شود. || و نیز عاقدات ، سواحر (زنان جادوگر). (اقرب الموارد).

( عاقدة ) عاقدة. [ ق ِ دَ ] ( ع ص ) مؤنث عاقد. ج ، عاقدات و عَواقد.( اقرب الموارد ). رجوع به عاقد شود. || و نیز عاقدات ، سواحر ( زنان جادوگر ). ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • ذات عاده مستقره
  • عاقبه
  • عاقبه الامر
  • عاقد
  • عاقره
  • عاقله
  • عاقله زن
  • عایده
  • عقده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات