کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عادات | کلماتور
معانی کلمه : عادات
تلفظ بین المللی :
/ˈɑdɑt/
تلفظ :
['AdAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عادات غذایی
صفات و عادات مخصوص اهل حرفه
خوارق عادات
ذوی العاهات
زیاده نوشی عادتی
عابدات
عادت
عادت بر داشتن
عادت دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
عادات. ( ع اِ ) ج ِ عادة. رجوع به عادت و عادة شود :
در این دخمه خفته ست شداد و عاد
کزو رنگ و رونق گرفت این سواد.
نظامی.
برانداختم دخمه عاد را
گشادم در قصر شداد را.
نظامی.
و رجوع به عاد شود.
فرهنگ عمید
عادت#NAME?
= عادت
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِ. ) ج . عادت .
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع عادت ۱ - خوییها اخلاق. ۲ - رسوم رسمها .
مترادف و متضاد
customs
(اسم)
گمرک، عادات
habits
(اسم)
عادات
traditions
(اسم)
عادات
کلمات مرتبط
عادات غذایی
صفات و عادات مخصوص اهل حرفه
خوارق عادات
ذوی العاهات
زیاده نوشی عادتی
عابدات
عادت
عادت بر داشتن
عادت دادن
نظرات