عادت . [ دَ ] (ع اِ) عادة. فارسیان به معنی رسم و آئین نیز استعمال کنند و با لفظ گردانیدن ، نهادن ، برداشتن ، کردن ، دادن و گرفتن مستعمل نمایند. (آنندراج ) : عادت و رسم این گروه ظلوم نیک ماند چه بنگری به ظلیم . ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی ).اما ایزد عز ذکره بفضل خود مارا بر عادت خود بداشت . (تاریخ بیهقی ). غلامان و ستوران افزون از عادت رسم خریدن گرفتند. (تاریخ بیهقی ). بخدمت پادشاه نبوده است ...
فرهنگ عمید
۱. خلق وخوی.۲. (اسم مصدر ) اعتیاد: عادت به مصرف الکل.۳. کاری که انسان به آن خو می گیرد و در وقت معیّن انجام می دهد.۴. (اسم مصدر ) (زیست شناسی ) [عامیانه] = قاعدگی* عادت ماهانه: (زیست شناسی ) [عامیانه] خونریزی ماهانۀ زنان، قاعدگی، حیض.* عادت دادن: (مصدر متعدی ) کسی را به انجام مرتب کاری واداشتن.* عادت داشتن: (مصدر لازم، مصدر متعدی ) معتاد به انجام کاری بودن.* عادت شدن: (مصدر لازم )۱. رسم شدن، معمول...
فرهنگ معین
(دَ ) [ ع . عادة ] (اِ. ) ۱ - آن چه که انسان به آن خو بگیرد. ۲ - رسم ، سنّت ، رویة معمول . ج . عادات . ۳ - قاعدگی زن ، حیض . ۴ - اعتیاد. ،~ مألوف عادتی که بخشی از رفتار همیشگی شخص شده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
عادت (Habit)در روان شناسی، عملی که بر اثر تجربه کسب می شود و به طور منظم و خودکار صورت می گیرد. عادات شامل اطواری چون حرکت دادن دست ها به هنگام صحبت، ارضای امیال روحی با سیگارکشیدن، پرخوری، و حتی سلیقه های خاص در مطالعه، مانند خواندن داستان های ترسناک یا تراژدی شکسپیر و جز آن است. علت توجه روان شناسان به عادات این است که جزءِ اساسی یادگیر ی اند، اما اگر راحتی شخص را مختل کنند باید درمان شوند. روان...
فرهنگ فارسی
خوی، آنچه که به آن خوبگیردودروقت معین انجام بدهد( اسم ) ۱ - آن چه که بدان خوی گرفته باشند خوی خلق . توضیح استعداد اکتسسابی صدور حرکات یا تحمل تاثیراتی معین . عادت بر خلاف غریزه انسانی فطری نیست بلکه هر فردی به واسطه لزوم انطباق با محیط و تعقیب اغراض خود آن را تحصیل می کند و آن دو گونه است : مثبت و منفی . آن را مثبت خوانند وقتی که مراد استعداد صدور حرکاتی باشد که در آغاز امر دشوار بوده و به تدریج آ...
دانشنامه عمومی
کاری که انسان به آن خو می گیرد
به قاعده مندی های اجتماعی که در اثر تکرار منظم و پایدار به وجود آمده اند عادت گفته می شود. شخص در صورت رعایت نکردن عادات اجتماعی؛ مورد مجازات قرار نمی گیرد. در عادات اجتماعی؛ آموزش و عقاید تأثیری ندارد و شخص پاسخ قانع کننده ای برای پیروی از این رفتارها ندارد.رسمهنجارنقشعرفچارلز داهیگ در کتاب قدرت عادت خود اینگونه بیان می کند که وقتی ما فعالیتی انجام می دهیم، بع...
نقل قول
عادت (یا خو/ی) روشِ همیشگیِ رفتار است که به طور منظم تکرار می شود و گرایش به روی دادنِ اتفاقی آن نیز هست.• «برای خو گرفتن با هر چیز آدم می باید با آن بزرگ شده باشد یا هنوز در سن بزرگ تر شدن و تجربه اندوختن از نظر احساسی و عقلی باشد.» ۲۷ اوت ۲۰۰۵/ ۵ شهریور ۱۳۸۴؛ در گفت وگو با ایسنا -> داریوش آشوریwikiquote: عادت...
[ویکی فقه] عادت عبارت است از یک کیفیت راسخ در نفس یا هیأت مکتسبه که به صاحب خود امکان میدهد بعضی افعال را به سهولت ادا کند یا اثر بعضی عوامل خارجی را به آسانی تحمل کند. این کیفیت اگر زودگذر باشد حالت نامیده میشود و اگر با سختی زایل شود ملکه نامیده میشود.خاتمی،احمد،فرهنگ علم کلام،ص۱۵۵رده های این صفحه : واژه شناسیwikifeqh: عادت[ویکی فقه] عادت (فلسفه). در فلسفه اسلامی ، موجودات غیر از ذات واجب ب...