کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عاجی | کلماتور
معانی کلمه : عاجی
تلفظ بین المللی :
/ˈɑdʒi/
تلفظ :
['AdZi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
عاجی ها
حجر عاجی
بادام عاجی
پرزبان نوک عاجی
پرستوی جنگلی پشت عاجی
حساسیت عاجی
دارکوب نوک عاجی
دارکوب نوک عاجی کوبایی
رتیل اذینی عاجی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
عاجی. ( ص نسبی ) چیزی که از
عاج
ساخته شده باشد. ( آنندراج ). چیزها که از عاج سازند. رجوع به عاج شود.
فرهنگ فارسی
مربوط به عاج
( صفت ) آن چه که از عاج ساخته شده عاجین .
مترادف و متضاد
ivory
(صفت)
عاجی
made of ivory
(صفت)
عاجی
فرهنگستان زبان و ادب
{dentinal} [پزشکی-دندان پزشکی] مربوط به عاج
کلمات مرتبط
عاجی ها
حجر عاجی
بادام عاجی
پرزبان نوک عاجی
پرستوی جنگلی پشت عاجی
حساسیت عاجی
دارکوب نوک عاجی
دارکوب نوک عاجی کوبایی
رتیل اذینی عاجی
نظرات