کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حجر-عاجی | کلماتور
معانی کلمه : حجر عاجی
تلفظ بین المللی :
/hˈadʒar ˈɑdʒi/
تلفظ :
[h'adZaR 'AdZi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حجر العاج
روزنامه سفر حج عتبات عالیات و دربار ناصری
حجر
حجر سیلا ن
حجر بن زایده ابوعبدالله حضرمی
حجر سوره
حجر بن عدی
حجر آسمان جونی
حجر آسیوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حجر عاجی. [ ح َ ج َ رِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سنگ جراحت نیز خوانند، رفتن خون بازدارد. ( نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ). و این همان حجر اعرابی و حجر العاج است که بفارسی شکر سنگ گویند و بشیرازی سنگ رخم.
فرهنگ فارسی
سنگ حراحت نیز خوانند و رفتن خون باز دارد
کلمات مرتبط
حجر العاج
روزنامه سفر حج عتبات عالیات و دربار ناصری
حجر
حجر سیلا ن
حجر بن زایده ابوعبدالله حضرمی
حجر سوره
حجر بن عدی
حجر آسمان جونی
حجر آسیوس
نظرات