معانی کلمه : ظرفیت ممکن
فرهنگ فارسی
حداکثر تعداد وسایل نقلیۀ همسنگ سواری که از یک خط عبور کند و در محل و زمان مشخص امکان گذر داشته باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{possible capacity} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] حداکثر تعداد وسایل نقلیۀ هم سنگ سواری که از یک خط عبور کند و در محل و زمان مشخص امکان گذر داشته باشد
