ظرفیت. [ ظَ فی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) گنجایش. بارگیر. وُسع. || آب گیر. || استعداد. قوّة. - ظرفیت الکتریکی ؛ مقدار الکتریسیته ای است که باید به یک جسم داد تا سطح آن از صفر به یک وُلت برسد. واحد آن فاراد است. رجوع به فاراد شود.
(ظَ یَّ ) (مص جع . ) مأخوذ از عربی به معانی ۱ - گنجایش ، تحمل . ۲ - استعداد، قوه .
دانشنامه آزاد فارسی
ظرفیت (اقتصاد). ظَرفیت (اقتصاد)(capacity)در اقتصاد، حداکثر میزان تولید ممکن، در صورت به کار گرفتن حتی المقدور کامل همۀ منابع موجود در یک اقتصاد، صنعت یا بنگاه تولیدی. محدودیت ظرفیت ممکن است به سبب فقدان سرمایه گذاری و کمبود مهارت ها به وجود آید و ظرفیت مازاد نیز ممکن است ناشی از کمبود تقاضا باشد.wikijoo: ظرفیت_(اقتصاد) ظرفیت (شیمی). ظَرفیّت (شیمی)(valence)در شیمی، میزان توانایی یک عنصر برای ترک...
فرهنگ فارسی
۱ - گنجایش وسع : اتومبیل با ظرفیت ... تن بار . ۲ - آبگیر . ۳ - استعداد قوه قابلیت . ۴ - ظرفیت یک اتم برابر با عده الکترون های است که می تواند ( هنگام ترکیب با عناصر دیگر ) از دست بدهد و یا می تواند بگیرد و یا در ضمن واکنش شیمیایی با اتم دیگری شرکت کند . بدیهی است ظرفیت یک عنصر وقتی ظاهر می شود که جسم به صورت ترکیب در آید بنابرین نمی توان برای یک عنصری که وارد ترکیبات شیمیایی نشده ظرفیت بیان کرد مگ...
دانشنامه عمومی
ظرفیت می تواند در یکی از موارد زیر به کار رود:ظرفیت شیمیایی یا والانس یا عدد ظرفیت که تعداد پیوندهای ممکن برای هر اتم را مشخص می کندالکترون های ظرفیتظرفیت گرمایی و ظرفیت گرمایی ویژه توانایی نگه داری گرماظرفیت خازنی ظرفیت نگه داری بارهای الکترونی به وسیلهٔ المان های الکتریکیظرفیت کانال در نظریه اطلاعاتظرفیت (زبان شناسی)wiki: زبان شناسی به معنی تعداد متمم هایی است که یک هسته می تواند داشته باشد. ظرف...
{capacitance} [شیمی، فیزیک] نسبت بار الکتریکی ذخیره شده بر روی یکی از صفحه های خازن به اختلاف پتانسیل میان دو صفحۀ آن {tonnage} [حمل ونقل دریایی] گنجایش حجمی یا وزنی کشتی
متـ . تُن بار {valence} [فیزیک] عددی که معرف توانایی ترکیب اتم مورد نظر با اتم های دیگر است