معانی کلمه : طوخ
لغت نامه دهخدا
طوخ . [ ] (اِخ ) دهی است به حوف غربی و آن را طوخ مزید گویند. (معجم البلدان ).
طوخ . [ ] (اِخ ) چهارده موضع است بمصر. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ).دهی است در صعید مصر، غربی ِ نیل . (معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
تهمت کردن کسی را بقول یا بفعل
