Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طاعن

تلفظ بین المللی : /tˈɑʔˈan/ تلفظ :‌ [t'A?'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سمعا و طاعه
  • طاحنه
  • طارنوس
  • طاع
  • طاعات
  • طاعت
  • طاعت داشتن
  • طاعت دوست
  • طاعت نمای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

طاعن. [ ع ِ ] ( ع ص ) نیزه زننده. || طعنه زننده. ( کنز اللغات ) ( غیاث اللغات ) : طاعن و بدگوی اندر سخنش بی سخنندور چه باشد سخن طاعن و بدگوی ذمیم.فرخی.اگر طاعنی یا حاسدی گوید که اصل بزرگان این خاندان بزرگ از کودکی آمده است خامل ذکر، جواب وی این است که ایزدتعالی تقدیر چنین کرده است که ملک را انتقال می افتد از آن ملت بدین ملت. ( تاریخ بیهقی ص 779 ). اگر طاعنی گوید که اگر آرزو و خشم نبایستی خدای در ت...

فرهنگ عمید

طعنه زننده، سرزنش کننده.

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نیزه زننده . ۲ - طعنه - زننده ، عیب جویی کننده .

فرهنگ فارسی

طعنه زننده، نی ه زننده ، سرزنش کننده
( اسم ) ۱ - نیزه زننده . ۲ - طعنه زننده سرزنش کننده عیب جویی.

مترادف و متضاد

۱. سرزنشگر، طعنهزن، عیبجو، ملامتگر
۲. نیزهانداز


کلمات مرتبط

  • سمعا و طاعه
  • طاحنه
  • طارنوس
  • طاع
  • طاعات
  • طاعت
  • طاعت داشتن
  • طاعت دوست
  • طاعت نمای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات