معانی کلمه : طاعت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اطاعت کردن، فرمان بردن، فرمان برداری کردن.
۲. عبادت.
۳. [قدیمی] فرمان برداری.
۲. عبادت.
۳. [قدیمی] فرمان برداری.
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع . طاعة ] ۱ - (مص م . ) فرمانبرداری کردن .۲ - عبادت کردن .۳ - (اِمص . ) فرمانبرداری . ۴ - عبادت .
فرهنگ فارسی
اطاعت کردن، فرمان بردن، فرمانبرداری کردن، فرمانبرداری، بندگی، عبادت
۱ - ( مصدر ) فرمانبرداری کردن اطاعت کردن . ۲ - عبادت کردن . ۳ - ( اسم ) فرمانبرداری اطاعت . ۴ - عبادت . یا طاعت بهایی . طاعات و عباداتی که به منظور مزد و ثواب به جا آورده شود و آن در نظر صوفی شرک است صوفی باید طاعت برای خدا کند نه یافتن بهشت و امثال آن .
بندگی فرمانبردن فرمانبرداری
۱ - ( مصدر ) فرمانبرداری کردن اطاعت کردن . ۲ - عبادت کردن . ۳ - ( اسم ) فرمانبرداری اطاعت . ۴ - عبادت . یا طاعت بهایی . طاعات و عباداتی که به منظور مزد و ثواب به جا آورده شود و آن در نظر صوفی شرک است صوفی باید طاعت برای خدا کند نه یافتن بهشت و امثال آن .
بندگی فرمانبردن فرمانبرداری
مترادف و متضاد
عبادت، نیایش ≠ سرپیچی، سرکشی، نافرمانی
اطاعت، انقیاد، بندگی، پیروی، فرمانبرداری
۱. عبادت، نیایش
۲. اطاعت، انقیاد، بندگی، پیروی، فرمانبرداری ≠ سرپیچی، سرکشی، نافرمانی
۳. فرمانبرداری کردن، اطاعت کردن، عبادت کردن
