Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ضماده

تلفظ بین المللی : /zemˈɑdeː/ تلفظ :‌ [zem'Ade:]
لغت نامه دهخدا
  • ضماد
  • ضماد انداختن
  • ضماد روی محل درد گذاشتن
  • ضماد گذاشتن
  • ضماد گرم
  • وجه الضمانه
  • ضماد هکاردن
  • ضمادی از روناس و تخم مرغ
  • ضمادات
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ضمادة. [ ض ِ دَ ] (ع اِ) ضِماد. آنچه که بر جراحت بندند. عصابه . گویند: اَنا علی ضمادة من الامر؛ ای اشرفت ُ علیه . (منتهی الارب ).

( ضمادة ) ضمادة. [ ض ِ دَ ] ( ع اِ ) ضِماد. آنچه که بر جراحت بندند. عصابه. گویند: اَنا علی ضمادة من الامر؛ ای اشرفت ُ علیه. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • ضماد
  • ضماد انداختن
  • ضماد روی محل درد گذاشتن
  • ضماد گذاشتن
  • ضماد گرم
  • وجه الضمانه
  • ضماد هکاردن
  • ضمادی از روناس و تخم مرغ
  • ضمادات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات