Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضأز

تلفظ بین المللی : /zˈɑz/ تلفظ :‌ [z'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روغن های ضدزنگ
  • زبل الضأن
  • شمر ضاض
  • ضائ ن
  • ضائق
  • ضاب
  • ضابط
  • ضابطه
  • ضابع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ضأز. [ ض َءْزْ ] ( ع مص ) ستم کردن. ( منتهی الارب ). جور کردن. ( منتخب اللغات ). نقصان کردن حق کسی. ( تاج المصادر ). کم کردن حق کسی. ( منتخب اللغات ). ضَأزَ فلاناً حقه ؛ کم کرد حق او را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ستم کردن زیادتی کردن جور کردن نقصان کردن حق کسی کم کردن حق کسی

کلمات مرتبط

  • روغن های ضدزنگ
  • زبل الضأن
  • شمر ضاض
  • ضائ ن
  • ضائق
  • ضاب
  • ضابط
  • ضابطه
  • ضابع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات