کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صید-انداز | کلماتور
معانی کلمه : صید انداز
تلفظ بین المللی :
/sˈejd ˈaːndˈɑz/
تلفظ :
[s'ejd 'a:nd'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صید انداختن
یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
صیدانداز
صید
صید ابادو
صید ازمای
صید افکندن
صید افکنی
صید البحر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صیدانداز. [ ص َ / ص ِ اَ ] ( نف مرکب ) شکارانداز. شکارگیر. نخجیرگیر. صیاد. شکارگر :
کشتن خود خواستم از غمزه خونریز او
گفت صیدانداز ساکن صید را تعجیل چیست ؟
امیرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
شکار انداز
کلمات مرتبط
صید انداختن
یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
صیدانداز
صید
صید ابادو
صید ازمای
صید افکندن
صید افکنی
صید البحر
نظرات