Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صواب امدن

تلفظ بین المللی : /savˈɑb ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [sav'Ab 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صواب آمدن
  • صواب
  • صواب اندیش
  • صواب بودن
  • صواب جستن
  • صواب دیدن
  • صواب شمردن
  • صواب نمای
  • صواب نمودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( صواب آمدن ) صواب آمدن. [ ص َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) درست آمدن. درست بودن. بجا بودن. مصلحت آمدن : امیر گفت : سخت صواب آمد. ( تاریخ بیهقی ).صواب آید روا داری پسندی که وقت دستگیری دست بندی.نظامی.چو من بنوازم و دارم عزیزش صواب آید که بنوازی تو نیزش.نظامی.ورأی همگنان در مشیت است که صواب آید یا خطا. ( گلستان ). رجوع به صواب شود....

فرهنگ فارسی

( صواب آمدن ) درست آمدن

کلمات مرتبط

  • صواب آمدن
  • صواب
  • صواب اندیش
  • صواب بودن
  • صواب جستن
  • صواب دیدن
  • صواب شمردن
  • صواب نمای
  • صواب نمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات