معانی کلمه : صهباء
لغت نامه دهخدا
صهباء. [ ص َ ] (ع اِ) شراب انگوری . رجوع به صهبا شود.
صهباء. [ ص َ ] (اِخ ) موضعی است قرب خیبر. (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع . ] (اِ. ) شراب انگوری .

صهباء. [ ص َ ] (ع اِ) شراب انگوری . رجوع به صهبا شود.
صهباء. [ ص َ ] (اِخ ) موضعی است قرب خیبر. (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).