Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صنج زن

تلفظ بین المللی : /sˈendʒ zˈan/ تلفظ :‌ [s'endZ z'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صنج
  • شیرین صنم
  • صج
  • صن
  • صن الوبر
  • صناج
  • صنجق
  • صنجه
  • صنع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صنج زن. [ ص َزَ ] ( نف مرکب ) سنج زننده. آنکه سنج بر هم کوبد. || چنگ زن. نوازنده چنگ. رجوع به صناج شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه صنج را بر هم کوبد سنج زننده . ۲ - چنگ زن نوازنده چنگ .

کلمات مرتبط

  • صنج
  • شیرین صنم
  • صج
  • صن
  • صن الوبر
  • صناج
  • صنجق
  • صنجه
  • صنع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات