Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ صناعت ور

تلفظ بین المللی : /sanˈɑʔˈat vˈar/ تلفظ :‌ [san'A?'at v'aR]
لغت نامه دهخدا
  • صنعت ورزش
  • ورزشگاه الصناعه
  • صداقت ورزیدن
  • صناعت
  • صناعت کردن
  • صناعت احکام
  • حرف صناعت
  • صناع
  • صناعات
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

صناعت ور. [ ص ِ ع َ وَ ] ( ص مرکب ) پیشه ور. هنرمند. آنکه صنعتی داند : و از هر جنس صناعتوران که اندر لشکر به کار آیند مهیا کرد. ( تاریخ بخارا ص 84 ). رجوع به صناعت و صنعت شود.

کلمات مرتبط

  • صنعت ورزش
  • ورزشگاه الصناعه
  • صداقت ورزیدن
  • صناعت
  • صناعت کردن
  • صناعت احکام
  • حرف صناعت
  • صناع
  • صناعات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات