معانی کلمه : صفصف
لغت نامه دهخدا
صفصف . [ ص ُ ص ُ ] (ع اِ) گنجشک . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
ویژگی زمین هموار، هامون.
فرهنگ معین
(صَ صَ ) [ ع . ] (اِ. ) زمین هموار، زمین هامون و نرم .
فرهنگ فارسی
( اسم ) زمین هموار زمین هامون و نرم یا قاع صفصف . زمین هموار بی گیاه . یا قاع صفصف کردن جایی را . آنجا را غارت و با خاک یکسان کردن .
گنجشگ
رده رده صف اندر صف .
گنجشگ
رده رده صف اندر صف .
