Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیرگیر

تلفظ بین المللی : /ʃˈirɡir/ تلفظ :‌ [S'iRgiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • شیرگیر شدن
  • انوشتگین شیرگیر
  • غذای شیرگیری
  • شیرگیرانه
  • شیرگیری
  • شیارگیر
  • شیرگیا
  • شیرگیاهخوار
  • مادۀ شیارگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

شیرگیر. ( نف مرکب ) آنکه شیر را بگیرد و شکارکند. آنکه با شیر درآویزد و بدو پیروز گردد. ( از یادداشت مؤلف ). || شجاع. سخت شجاع. سخت دلیر و شجاع. بسیار دلیر. ( یادداشت مؤلف ) : چه جویی نبرد یکی مرد پیرکه کاوس خواندی ورا شیرگیر.فردوسی.برفت از پسش رستم شیرگیرببارید بر لشکرش گرز و تیر.فردوسی.ز دارای دارای بن اردشیرسوی قیصر اسکندر شیرگیر.فردوسی.منم گفت گردافکن و شیرگیرکمند و کمان دارم و گرز و تیر.فردو...

فرهنگ عمید

۱. شیرگیرنده، کسی که شیر را شکار می کند.
۲. [مجاز] دلیر، پرزور.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - شیر گیرنده آنکه شیر را شکار کند و بگیرد . ۲ - دلیر پر زور پر قوت نیرومند . ۳ - مست .

گویش مازنی

تله گذار گوشتخواران گربه سان بزرگ

/shirgir/ تله گذار گوشتخواران گربه سان بزرگ

کلمات مرتبط

  • شیرگیر شدن
  • انوشتگین شیرگیر
  • غذای شیرگیری
  • شیرگیرانه
  • شیرگیری
  • شیارگیر
  • شیرگیا
  • شیرگیاهخوار
  • مادۀ شیارگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات