Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکایت

تلفظ بین المللی : /ʃekˈɑjat/ تلفظ :‌ [Sek'Ajat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • شکایت بردن
  • شکایت داشتن
  • شکایت نامه
  • شکایت کردن
  • شکایت گستر
  • شکایت گستری
  • شکایت آمیز
  • شکایت رسمی
  • شکایت اصلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شکایت. [ ش ِ ی َ ] ( از ع ، اِمص ) گله کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). گله گزاری. گله مندی. ( ناظم الاطباء ). گله و ملال انگیز از صفات اوست ، وبا لفظ کردن و زدن و ریختن و داشتن و بردن مستعمل. ( آنندراج ). شکایة. گله کردن. از کسی پیش کسی گله کردن. درددل کردن. شرح درد و رنج و بی برگی خود به کسی بردن. نالیدن. بنالیدن از. نالیدن از کسی یا چیزی. زاریدن. مقابل تشکر و سپاسگزاری. مقابل آزادی . مقابل شکر. ج ، ...

فرهنگ عمید

۱. گله کردن از کسی به دیگری، از جور و ستم یا رفتار و کار بد کسی نزد دیگری گله کردن یا ناله وزاری کردن.
۲. تظلم، دادخواهی.

فرهنگ معین

(ش یَ ) [ ع . شکایة ] ۱ - (مص ل . ) گله کردن از کسی نزد دیگری . ۲ - (اِمص . ) داد - خواهی .

فرهنگ فارسی

گله کردن، ازجوروستم ورفتارکسی ناله وزاری کردن
۱ - ( مصدر ) گله کردن از کسی نزد دیگری . ۲ - ( اسم ) گله مندی . ۳ - تظلم . ۴ - زاری ناله .

مترادف و متضاد

تعرض، چغلی، شکوه، گلایه، گله، گله‌مندی

بث‌الشکوی، تشکی، تظلم، دادخواست، دادخواهی، شکوائیه، شکوا

۱. بثالشکوی، تشکی، تظلم، دادخواست، دادخواهی، شکوائیه، شکوا
۲. تعرض، چغلی، شکوه، گلایه، گله، گلهمندی

denunciation (اسم)اتهام، عیب جویی، شکایت، بد گویی، چغلیmurmur (اسم)شکایت، زمزمه، غرولند، غرغر، سخن نرمprotest (اسم)اعتراض، شکایت، پروتست، واخواست رسمیmoan (اسم)شکایت، ناله، زاریgri...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شکایت به معنای ابراز ناخشنودی از چیزی یا کسی و طرح دعوا علیه کسی در دادگاه میگوینداز شکایت به معنای نخست به مناسبت در بابهای طهارت، صلات و تجارت سخن گفته‏ اند. شکایت از بیماری از آداب بیمار ی، پنهان داشتن مرض و شکایت نبردن نزد دیگران با کلماتی همچون «به بیماری و بلایی دچار شده ام که هیچ کس بدان دچار نشده است» می ‏باشد. البته- بر اساس آنچه در روایات آمده- صرف بازگو کردن بیماری شکوه به شم...

فرهنگ فارسی ساره

گلایه، دادخواست

واژه نامه بختیاریکا

دِرار دِرار؛ دِرار

کلمات مرتبط

  • شکایت بردن
  • شکایت داشتن
  • شکایت نامه
  • شکایت کردن
  • شکایت گستر
  • شکایت گستری
  • شکایت آمیز
  • شکایت رسمی
  • شکایت اصلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات