شور. [ ش َ ] (ع مص ) مشورة. مشورت و کنکاج و کنکاش . (ناظم الاطباء). رای زدن با... سگالیدن بایکدیگر. رای زدن با هم . رای زدن . (یادداشت مؤلف ). بمعنی شوری و مشورت استعمال کنند اما درست نیست . (ازمحیطالمحیط). مشورة و کنکاش کردن . (غیاث اللغات ).
از دستگاههای هفتگانۀ موسیقی ایرانی.
نمکین؛ پرنمک؛ ویژگی هرچیزی که طعم نمک داشته باشد.
مشورت؛ کنکاش.
〈 شور کردن: (مصدر لازم) مشورت کردن؛ کنکاش کردن؛ رای زدن.
۱. آشوب؛ غوغا؛ فریاد.
۲. فتنه.
۳. هیجان؛ آشفتگی.
〈 شوروغوغا:
۱. آشوب و غوغا؛ فریاد و فغان.
۲. هیجان و آشفتگی؛ هیاهو.
(شَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) مشورت کرد. 2 - (اِمص .) مشورت .
1 - (اِ.) هیجان . 2 - غوغا. 3 - فتنه ، آشوب . 4 - مخلوط خیار وگل کلم و کرفس و هویج و سبزی را در آب نمک خیساندن . 5 - (ص .) پرنمک . 6 - بدشگون .
مادۀ غذایی که برای حفظ یا ایجاد طعم در آبنمک نگهداری میشود
شِوِر - آویزان - دلمکُوز
( shever) اویزان کردن ،دراز کردن
(محلی) شِوِر؛ آویزان کردن، به درازا کشیدن.
۱گونه ای علف که در کنار دریا روید ۲شور پرنمک ۳اضطراب درونی ...
تکیه ای: šur
طاری: šür
طامه ای: šur
طرقی: šur
کشه ای: šir
نطنزی: šur
پرنمک، نمکسود، نمکین
ذوق، شوق، وجد، هیجان
رایزنی، کنکاش، کنگاش، مشاوره
۱. ذوق، شوق، وجد، هیجان
۲. پرنمک، نمکسود، نمکین