شور انگیختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تهییج کردن. اثاره. ( یادداشت مؤلف ) : جنگی که تو آغازی صلحی که تو پیوندی شوری که تو انگیزی عذری که تو پیش آری.منوچهری.بس کن ز شور انگیختن وز خون ناحق ریختن کز بس شکار آویختن می بگسلد فتراک تو.خاقانی. || فتنه و آشوب برپا کردن : ای بسا شورا کز آن زلفینکان انگیختی گر نترسیدی تو از منصور عادل کدخدای.منوچهری.هر روز بهر دستی رنگی دگرآمیزی هر لحظه بهر چشمی شور دگر انگ...