معانی کلمه : شنودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شنیدن#NAME?
= شنیدن
فرهنگ معین
(شُ دَ ) (مص م . ) شنیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( شنید شنود خواهد شنید بشنو شنونده شنوا شنیده ) ۱ - گوش دادن با دقت درک کردن صوت بوسیله سامعه. توضیح در اصل فرق شنیدن با گوش دادن در اصل فرق دارد . شنیدن گوش دادنست بادقت: چون فریب زبان او دیدم گوش کردم و لیک نشنیدم . ( نظامی هفت پیکر ۱۷۶ ) ولی امروزه به معنی شنیدن به کار می رود . ۲ - درک کردن بوی چیزی استشمام کردن بوییدن . ۳ - اطاعت کردن فرمان بردن .
