Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شغز

تلفظ بین المللی : /ʃˈaq1z/ تلفظ :‌ [S'aq1z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • شغزبیه
  • شغزی
  • شغزب
  • شغزبه
  • شغزبی
  • شاز
  • شازده
  • شازند
  • شغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

شغز. [ ش َ ] ( ع مص ) گردنکشی کردن و زیادتی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).تطاول. ( اقرب الموارد ). || برآغالانیدن میان قومی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شورانیدن و تحریک کردن قوم را. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گردنکشی کردن و زیادتی نمودن یا بر آغالانیدن میان قومی .

دانشنامه عمومی

نشیمنگاه، باسن


کلمات مرتبط

  • شغزبیه
  • شغزی
  • شغزب
  • شغزبه
  • شغزبی
  • شاز
  • شازده
  • شازند
  • شغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات