معانی کلمه : شغاد
لغت نامه دهخدا
شغاد. [ ش ِ ] (ص ) مباح و حلال وهر چیز که در مذهب و دین روا بود. (ناظم الاطباء).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
برادر رستم زال که رستم را با رخش بحیله در چاه افکند و خود نیز بیک تیر رستم کشته شد .
مباح و حلال و هر چیز که در مذهب و دین روا بود .
مباح و حلال و هر چیز که در مذهب و دین روا بود .
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: شغاد (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: shaghad) (فارسی: شَغاد) (انگلیسی: shaghad)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند
