Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شغاد

تلفظ بین المللی : /ʃaq1ˈɑd/ تلفظ :‌ [Saq1'Ad]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم ها
  • رستم و شغاد
  • روان شاد
  • زار و شاد
  • شاد
  • شاد ارام
  • شاد اسپرم
  • شاد امدن
  • شاد باد
  • شاد بهمن
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

شغاد. [ ش ِ ] (ص ) مباح و حلال وهر چیز که در مذهب و دین روا بود. (ناظم الاطباء).

شغاد.[ ش َ / ش ُ ] (اِخ ) نام برادر رستم . (ناظم الاطباء). نام برادر رستم زال بود که رستم را با رخش در چاه انداخت و خود هم به یک تبر رستم کشته شد. (برهان ) (از غیاث اللغات ) (از انجمن آرا) (آنندراج ) : بجز کام و آرام و خوبی مبادورا نام کردش سپهبد شغاد. فردوسی .نه رستم که پایان...

دانشنامه آزاد فارسی

شَغاد(یا: شَغای، شَگاد) در شاهنامۀ فردوسی ، پسر زال و برادر ناتنی رستم از کنیزکی خنیاگر. هنگامی که شغاد از سوی زال نزد شاه کابل رفت ، شاه با این امید که رستم به احترام پیوند از او باج نستاند دختر خود را به شغاد داد. اما رستم چنین نکرد و بدین سان شغاد و شاه کابل با طرح نقشه ای، بر آن شدند که او را از میان بردارند. نقشه این بود که شاه کابل در مجلسی سخنانی سرد دربارۀ شغاد بر زبان آرد. سپس شغاد رستم ر...

فرهنگ فارسی

برادر رستم زال که رستم را با رخش بحیله در چاه افکند و خود نیز بیک تیر رستم کشته شد .
مباح و حلال و هر چیز که در مذهب و دین روا بود .

دانشنامه عمومی

شَغاد (شغاد) برادر ناتنی رستم از مادری کنیز بود که موجب کشته شدن رستم و دیگر برادرش زواره و رخش رستم شد. زال پس از تولد شغاد از ستاره شماران خواست تا آینده او را پیش گویی کنند و ستاره شماران چوان زیج و اسطرلاب انداختند بر یکدیگر خیره ماندند و چون نزد زال آمدند اختر او را بسیار شوم تعبیر کردند که او بانی و باعث نابودی دودمان نیرمیان خواهد شد، از ایران و زابل بسیار کشته خواهد شد.زال او را به کابل فر...

نقل قول

شغاد نام برادر ناتنی رستم در شاهنامه.• «چنین پاسخ آورد ناکس شغاد/که گردون گردان ترا داد داد//تو چندین چه نازی به خون ریختن/به ایران به تاراج و آویختن.» -> شاهنامه• «... شغاد پلید...» -> شاهنامهwikiquote: شغاد...

فرهنگ اسم ها

اسم: شغاد (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: shaghad) (فارسی: شَغاد) (انگلیسی: shaghad)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند

کلمات مرتبط

  • رستم و شغاد
  • روان شاد
  • زار و شاد
  • شاد
  • شاد ارام
  • شاد اسپرم
  • شاد امدن
  • شاد باد
  • شاد بهمن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات