Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شخیدن

تلفظ بین المللی : /ʃaxˈidan/ تلفظ :‌ [Sax'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فرو شخیدن
  • زخم زبان شنیدن
  • زخمه شنیدن
  • شلیدن
  • شمیدن
  • شخودن
  • شخید
  • شنیدن
  • شنیدنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شخیدن. [ ش َ دَ ] ( مص ) ظاهراً مصحف شخلیدن و مقلوب لخشیدن. ( حاشیه برهان چ معین ). و نیزمصحف شخشیدن باشد. لغزیدن و فروافتادن از جایی. ( برهان ). شخشیدن. بیهقی در تاج المصادر در ترجمه ذریر گوید: بشخیدن چشم در سر. || وانگریستن و امعان نظر کردن. ( ناظم الاطباء ). || با تندی و درشتی و ترشرویی نگریستن. || پژمرده شدن. ناتوان و سست و ضعیف گشتن. شخولیدن. || به حال آمدن پس از افتادن. || نگاه داشتن خود را ...

فرهنگ عمید

۱. لغزیدن، لیز خوردن و افتادن از جایی.
۲. پژمرده شدن.

فرهنگ معین

(شَ دَ ) (مص ل . ) شعله کشیدن .

فرهنگ فارسی

زبانه زدن شعله کشیدن ( آتش ) .

کلمات مرتبط

  • فرو شخیدن
  • زخم زبان شنیدن
  • زخمه شنیدن
  • شلیدن
  • شمیدن
  • شخودن
  • شخید
  • شنیدن
  • شنیدنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات