Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شجا

تلفظ بین المللی : /ʃadʒˈɑ/ تلفظ :‌ [SadZ'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • شاه بن شجاع کرمانی
  • شاه شجاع
  • شجاج
  • شجاع
  • شجاع الملک
  • شجاعت
  • شجاعت عربیت
  • شجاعتی
  • شجاعی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

شجا. [ ش َ ] (ع اِ) استخوان و جز آن که در گلو بماند. (منتهی الارب ). آنچه از استخوان و جز آن در گلو گیر کند. || مجازاً در معنی اندوه و حزن بکار برند. (از اقرب الموارد).

شجا. [ ش َ ] (اِخ ) نام اجدادی است . (منتهی الارب ). || نام آبی است در توضح بعد از دیار عنیزة. (از معجم ما استعجم ). || نام وادیی است میان مصر و مدینه .(از معجم البلدان ). نام وادیی است . (...

فرهنگ فارسی

استخوان و جز آن که در گلو بماند یا مجازا در معنی اندوه و حزن بکار برند

گویش مازنی

شجاع نترس

/shejaa/ شجاع نترس

کلمات مرتبط

  • شاه بن شجاع کرمانی
  • شاه شجاع
  • شجاج
  • شجاع
  • شجاع الملک
  • شجاعت
  • شجاعت عربیت
  • شجاعتی
  • شجاعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات