شتوی . [ ش َ ] (ع ص نسبی ) منسوب به شتوه . (از اقرب الموارد). منسوب به شتاء. (منتهی الارب ). اگر شتاء جمع شَتوة باشد منسوب به آن شَتَوی خواهد بود. (از متن اللغة). و رجوع به شَتَوی شود.
شتوی . [ ش َ ت َ ] (ع ص نسبی ) منسوب به شتوة. (از اقرب الموارد). منسوب به شتاء. (منتهی الارب ). رجوع به شَتوی شود. || در اصطلاح به معنی غله یعنی گندم وجو به کار رود مقابل صی...
فرهنگ عمید
ویژگی کِشتی که در زمستان بکارند و حاصلش در بهار یا تابستان به دست آید، مانند جو و گندم.
فرهنگ معین
(شَ تَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) زمستانی .
فرهنگ فارسی
شتائ، زمستان، باران زمستانی، کشت زمستانی ( صفت ) ۱ - منسوب به شتائ زمستانی . یا زراعت ( محصول ) شتوی . کاشتی که در زمستان کنند و در بهار یا تابستان به دست آید .