Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شترمور

تلفظ بین المللی : /ʃatˈarmuːr/ تلفظ :‌ [Sat'aRmu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • شترمرغ
  • شورمور
  • شترمرغ استرالیایی
  • شترمرده گردنه
  • اثر شترمرغی
  • به شترمرغ گفتند بپر گفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم
  • شترمیری
  • ادوارد شیرمور
  • الشتروردا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

شترمور. [ ش ُت ُ ] ( اِ مرکب ) اشترمور. گویند در جنگلی از جنگلهای مغرب زمین درختی هست که برگهای آن کار اکسیر میکند ودر آن جنگل مورچه نیز میباشد به بزرگی بزغاله بزرگی و گوساله کوچکی ، کسی که بدان جنگل درآید مورچگان بدو آویزند و در یک لحظه پاره پاره اش کنند. ( برهان ). اسم فارسی مور بزرگ صحرایی است و گونه ای از آن در صحراهای مغرب زمین و بلاد نجد تا به مقدار بزی میشود و کشنده شتر است و خورنده آن. ( ا...

فرهنگ عمید

۱. مورچۀ بسیاربزرگ.
۲. در افسانه، مورچه ای بزرگ به اندازل یک بز.

کلمات مرتبط

  • شترمرغ
  • شورمور
  • شترمرغ استرالیایی
  • شترمرده گردنه
  • اثر شترمرغی
  • به شترمرغ گفتند بپر گفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم
  • شترمیری
  • ادوارد شیرمور
  • الشتروردا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات