Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاگر

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑɡer/ تلفظ :‌ [S'AgeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاگرد
  • شاگرد فاستقم
  • شاگرد محکمه
  • شاگرد پیشه
  • شاگردانه
  • شاگردانگی
  • شاگردی
  • شاگردی کردن
  • لیف شاگرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاگر. [ گ ِ ] ( اِ ) صاحب آنندراج این کلمه را بهمین صورت یعنی با کاف فارسی بمعنی بیگار که کار فرمودن بی مزد باشد آورده است و گوید از برهان قاطع نقل کرده است و حال آنکه در برهان با کاف تازی آمده است. شاکر. شاکار. رجوع به شاکر شود.

فرهنگ فارسی

صاحب آنندراج این کلمه را بهمین صورت یعنی با کاف فارسی بمعنی بیگارکه کار فرمودن بی مزد باشد آورده است و گوید از برهان قاطع نقل کرده است و حال آنکه در برهان با کاف تازی آمده است

کلمات مرتبط

  • شاگرد
  • شاگرد فاستقم
  • شاگرد محکمه
  • شاگرد پیشه
  • شاگردانه
  • شاگردانگی
  • شاگردی
  • شاگردی کردن
  • لیف شاگرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات