Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شامگاهان

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑmɡˈɑhɑn/ تلفظ :‌ [S'Amg'AhAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • شامگاه
  • شامگاه زدن
  • شامگاهی
  • سرخی بامداد یا شامگاه
  • سرود شامگاه
  • عبادت شامگاهی
  • دعای شامگاهی سیسیلی
  • شامگاه بتان
  • شاباهان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شامگاهان. ( اِ مرکب ، ق مرکب ) مرکب از شام باضافه گاه و آن بمعنی هنگام شام. گاه آغازیدن شب و سپری شدن روز. رجوع به «آن » در این لغت نامه شود : بامدادان بر چکک ، چون چاشتگاهان بر شخج نیمروزان بر لبینا، شامگاهان بر دنه.منوچهری.چونانکه همی بامداد روشن تاریک شود وقت شامگاهان.ناصرخسرو.آتشی راکه همه روزه کند روزه بلندشامگاهان به یکی لحظه کند پست فقاع.سوزنی....

فرهنگ عمید

در وقت شامگاه: چو نان که همی بامداد روشن / تاریک شود وقت شامگاهان (ناصرخسرو: ۱۵۶ ).

فرهنگ فارسی

قیدزمانی یعنی دروقت شامگاه
مرکب از شام باضافه گاه و آن بمعنی هنگام شام .

مترادف و متضاد

شامگاه، لیل ≠ صبحگاهان، بامدادان

واژه نامه بختیاریکا

شُمِنُو

کلمات مرتبط

  • شامگاه
  • شامگاه زدن
  • شامگاهی
  • سرخی بامداد یا شامگاه
  • سرود شامگاه
  • عبادت شامگاهی
  • دعای شامگاهی سیسیلی
  • شامگاه بتان
  • شاباهان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات