Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاشه

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑʃeː/ تلفظ :‌ [S'ASe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • شاشه دان
  • شاشه زدن
  • شاشه کردن
  • رئیس شاه کوه
  • راما شاه
  • راه شاه
  • رفتگی یک شانه
  • ره شاه
  • روکش کاری شانه تا شانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ )بول باشد یعنی کمیز. ( لغت فرس ). کمیز بود یعنی بول.( اوبهی ). بول و کمیز باشد. ( برهان ). بول باشد خواه از انسان و خواه از حیوان. ( شعوری ). اسم فارسی بول است که گمیز نامند. ( فهرست مخزن الادویه ) : ناگاه برآرند ز کنج تو خروشی گردند همه جمله و برریش تو شاشه.روزبه نکنی ( از لغت فرس ص 219 ).مجموع تخمها را باید که از موش نگاهدارند، چه سرگین و شاشه موش تخمها را بزیان بود و عف...

فرهنگ عمید

شاش١#NAME?

= شاش١

فرهنگ معین

(ش ) (اِ. ) ۱ - شاش ، بول ، گمیز. ۲ - ترشح .

فرهنگ فارسی

۱ - شاش بول گمیز . ۲ - ترشح .

کلمات مرتبط

  • شاشه دان
  • شاشه زدن
  • شاشه کردن
  • رئیس شاه کوه
  • راما شاه
  • راه شاه
  • رفتگی یک شانه
  • ره شاه
  • روکش کاری شانه تا شانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات