شار. (اِخ ) حصاری است از حصارهای یمن در مخلاف (روستای ) جعفر. گویند از امکنه ٔ تهامه است . (معجم البلدان ).
شاره۱#NAME?
ساری۱#NAME?
نوعی شمشاد که در جنگلهای شمالی ایران میروید.
۱. شهر.
۲. بنای بلند؛ عمارت عالی.
۳. راه فراخ؛ شاهراه.
عنوان عمومی پادشاهان غرجستان: ◻︎ «شار» غرجستان اگر یابد نسیم همتش / خاک آن بقعت کند چون زرّ مشتافشار شار (امیرمعزی: ۳۲۳).
(اِ.) بنا، عمارت باشکوه .
(اِ.) غل و غشی که در طلا و نقره و چیزهای دیگر کنند.
(اِ.) 1 - شهر. 2 - کشور، مملکت : ایرانشار (ایرانشهر).
(اِ.) = شاره : پارچه ای به غایت نازک و رنگین که بیشتر زنان از آن لباس می کردند و نیز جامة فانوس می ساختند.
تعداد ذرات یا مقدار شارهای که در واحد زمان به واحد سطح برسد
شمشاد
شمشاد