معانی کلمه : شادک
لغت نامه دهخدا
شادک. [ دَ ] ( اِخ ) السجستانی المحدث ،و او پدر یوسف. ( منتهی الارب ). بل صواب جد یوسف بن یعقوب است. از علی بن خشرم و دیگران حدیث کرد و ذهبی و ابن حجر از او یاد کرده اند. ( تاج العروس ذیل ش دک ).
فرهنگ فارسی
السجستانی المحدث و او پدر یوسف بل صواب جد یوسف بن یعقوب است .
دانشنامه عمومی
شادک (به لاتین: Szadek، تلفظ: [ˈʂadɛk]) یک شهرک در لهستان است که در شهرستان ازدونسکا وولا واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
شادک ۱۷٫۹۹ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۰۰۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای لهستان
شادک ۱۷٫۹۹ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۰۰۷ نفر جمعیت دارد.
wiki: شادک
فرهنگ اسم ها
اسم: شادک (دختر) (فارسی) (تلفظ: shadak) (فارسی: شادک) (انگلیسی: shadak)
معنی: نام مستعار سمک در داستان سمک عیار
معنی: نام مستعار سمک در داستان سمک عیار
