Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاخ گرای

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑx ɡarˈɑje/ تلفظ :‌ [S'Ax gaR'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاخ
  • شاخ افتابی
  • شاخ انگور
  • شاخ اهو
  • شاخ اور
  • شاخ بدیوار
  • شاخ بر دیوار
  • شاخ بر دیواری
  • شاخ بر زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاخ گرای. [ گ َ ] ( نف مرکب ) شاخ جنبان. شاخ پیچان. گراینده شاخ :
همه خرطوم دار و شاخ گرای
گاو و پیلی نموده در یکجای.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شاخ دار ذوقرن .

کلمات مرتبط

  • شاخ
  • شاخ افتابی
  • شاخ انگور
  • شاخ اهو
  • شاخ اور
  • شاخ بدیوار
  • شاخ بر دیوار
  • شاخ بر دیواری
  • شاخ بر زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات