Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاخ براوردن

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑx berˈɑvradˌan/ تلفظ :‌ [S'Ax beR'AvRad,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاخ برآوردن
  • شاخ
  • شاخ افتابی
  • شاخ انگور
  • شاخ اهو
  • شاخ اور
  • شاخ بدیوار
  • شاخ بر دیوار
  • شاخ بر دیواری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( شاخ برآوردن ) شاخ برآوردن. [ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه ازرسوا شدن. ( از امثال و حکم دهخدا ). || نهایت خجالت کشیدن و منفعل شدن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). گویند او را چنان تر آوردم که شاخ برآورد. ( آنندراج ). || امروز در موارد اظهار حیرت و شگفتی در برابر امور غیر متعارف و غیر معقول بکار میبرند: دروغهایی میگفت که شخص از شنیدنش شاخ برمی آورد.

فرهنگ فارسی

( شاخ بر آوردن ) ( مصدر ) ۱ - روییدن شاخ بر سر حیوان . ۲ - خجالت کشدن شرمزده شدن .

کلمات مرتبط

  • شاخ برآوردن
  • شاخ
  • شاخ افتابی
  • شاخ انگور
  • شاخ اهو
  • شاخ اور
  • شاخ بدیوار
  • شاخ بر دیوار
  • شاخ بر دیواری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات