سیم کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) کشیدن سیم برای تلفن یا برق . امتداد دادن سیم تلفن یا تلگراف و جز آن .
سیم کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) فساد و ریم و چرک زیادت در قرحه یا جراحتی برای مجاورت با هوایی یا آبی . سرخ شدن و برآمدن قسمتی از تن به علت ملاقات با آب آلوده یا هوای سرد. آماسیدن و بدتر شدن جراحت یا...
فرهنگ معین
(کَ یا کِ دَ ) (مص ل . ) ۱ - نصب سیم و تجهیزات وابسته برای ایجاد یک مدار یا شبکة تازه . ۲ - (عا. ) چرک کردن زخم در اثر آب آلوده یا سرما.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چرک کردن زخم به سبب سرما . فساد و ریم و چرک زیادت در قرحه یا جراحتی برای مجاورت با هوایی یا آبی - سرخ شدن و بر آمدن قسمتی از تن بعلت ملاقات با آب آلوده یا هوای سرد .