شیم šim#NAME?
چرک و خونابه که در زخم و جراحت جمع شود.
〈 سیم کشیدن: (مصدر لازم) [عامیانه]
(اِ.) چرک ، خونابه .
(اِ.) چوب هایی که برزگران بر دو طرف چوبی که بر گردن گاو زراعی گذارند، بندند؛ یوغ .
ورم
ورم
نوعی ماهی خزری
۱کفک روی نان – عفونت – کفک ۲کورک – دمل
صفت ≠ زر
تار، رشته
فضه، لجین، نقره
کابل، مفتول ≠ زر
نقره، فضه ≠ سکه، پول
رشته فلزی هادی(الکتریسیته و سیگنالها)، مفتول فلزی
۱. کابل، مفتول
۲. تار، رشته
۳. وتر
۴. فضه، لجین، نقره ≠ زر
۵. یوغ
۶. پول، وجه
۷. جراحت، چرک