معانی کلمه : سیم اندود
لغت نامه دهخدا
سیم اندود. [ اَ ] ( ن مف مرکب ) سیم آلود. ( آنندراج ). مفضض و هر چیز اندوده شده از نقره. ( ناظم الاطباء ). سیم اندوده. آب نقره داده.
فرهنگ عمید
آب نقره داده شده، مفضض.
فرهنگ فارسی
سیم آلود . آب نقره داده
ویژگی شیئی که با لایۀ نازکی از نقره پوشانده شود
مترادف و متضاد
silvery (اسم)
سیم اندود
فرهنگستان زبان و ادب
{silver-plated} [عمومی] ویژگی شیئی که با لایۀ نازکی از نقره پوشانده شود
