کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سپر داده
تلفظ بین المللی :
/sˈepar dˈɑdeː/
تلفظ :
[s'epaR d'Ade:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سر بصحرا داده
سر دادن
سور دادن
ادم پر سر و صدا و جیغ و داد کن
تکان دادن سر بعلامت توافق
تمیز کردن سر و صورت دادن به
سر و صورت دادن به
جر دادن و پیچاندن سر
فغان سر دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سپرداده. [ س ِ پ َ دَ / دِ ] ( اِ ) بسباسه و پوست جوز. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بسباسه و پوست جوز
کلمات مرتبط
سر بصحرا داده
سر دادن
سور دادن
ادم پر سر و صدا و جیغ و داد کن
تکان دادن سر بعلامت توافق
تمیز کردن سر و صورت دادن به
سر و صورت دادن به
جر دادن و پیچاندن سر
فغان سر دادن
نظرات