Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوکی

تلفظ بین المللی : /sˈuːki/ تلفظ :‌ [s'u:ki]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سوکی علیا
  • سوکی واترهاوس
  • سوکی یاکی
  • سوکی یاکی جانگوی غربی
  • سوک سوکی
  • سوکینوس فاوستوس
  • سوکینوس لایلیوس
  • سوکینیانیسم
  • ایمای سوکیو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سوکی . (ص نسبی ) عزادار. سوکوار :
هوا شد چو سوکی ز گرد نبرد
زمین چون پر از خون تن کشته مرد.

اسدی .


بسان تن بی روان بد زمین
هوا چون دژم سوکیی دل غمین .

اسدی .


سوکی . (اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. دارای 120 تن سکنه . آب آن از چشمه ها. مح...

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد

کلمات مرتبط

  • سوکی علیا
  • سوکی واترهاوس
  • سوکی یاکی
  • سوکی یاکی جانگوی غربی
  • سوک سوکی
  • سوکینوس فاوستوس
  • سوکینوس لایلیوس
  • سوکینیانیسم
  • ایمای سوکیو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات