Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سور زدن

تلفظ بین المللی : /sˈuːr zˈadan/ تلفظ :‌ [s'u:R z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سحور زدن
  • سوت زدن
  • سر بر زمین زدن
  • سر بر کمر زدن
  • سر زدن
  • سر و کله زدن
  • سر گاو زدن
  • صفرا بر سر زدن
  • با سر چکمه و پوتین زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سور زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بمهمانی رفتن. سور خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به مهمانی رفتن سور خوردن .

مترادف و متضاد

junket (فعل)
خوش گذرانی کردن، سور زدن، سفر تفریحی کردن

کلمات مرتبط

  • سحور زدن
  • سوت زدن
  • سر بر زمین زدن
  • سر بر کمر زدن
  • سر زدن
  • سر و کله زدن
  • سر گاو زدن
  • صفرا بر سر زدن
  • با سر چکمه و پوتین زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات