کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوار-سیستان | کلماتور
معانی کلمه : سوار سیستان
تلفظ بین المللی :
/savˈɑr sˈistɑn/
تلفظ :
[sav'AR s'istAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سوار
سوار اب
سوار شدن
سوار پا
سوار کردن
سوار کشتی شدن
سوار کشتی کردن
سوار اسب چموش شدن
سوار اسب کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سوار سیستان. [ س َ رِ ] ( اِخ ) کنایه از رستم زال است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ) :
یا غبار لاشه دیو سفید
بر سوار سیستان خواهم فشاند.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
کنایه از رستم زال است
کلمات مرتبط
سوار
سوار اب
سوار شدن
سوار پا
سوار کردن
سوار کشتی شدن
سوار کشتی کردن
سوار اسب چموش شدن
سوار اسب کردن
نظرات