Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سماع کردن

تلفظ بین المللی : /samˈɑʔ kˈardan/ تلفظ :‌ [sam'A? k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • استراق سمع کردن
  • سماع
  • سماع الاغانی
  • سماع خانه
  • سماع حضور حبیب الله
  • سماع طبیعی
  • سماع الموتی
  • سماع حدیث
  • سماع صوفی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سماع کردن. [ س َک َ دَ ] ( مص مرکب ) پایکوبی و رقص کردن :
از سحر حلال او ظریفان
کردند سماع با حریفان.
نظامی.
بلبل سماع بر گل بستان همی کند
من بر گل شقایق رخسار میکنم.
سعدی.

فرهنگ فارسی

پایکوبی و رقص کردن

کلمات مرتبط

  • استراق سمع کردن
  • سماع
  • سماع الاغانی
  • سماع خانه
  • سماع حضور حبیب الله
  • سماع طبیعی
  • سماع الموتی
  • سماع حدیث
  • سماع صوفی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات