Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سلاحی

تلفظ بین المللی : /selˈɑhi/ تلفظ :‌ [sel'Ahi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تفنگ یا سلاحی را پر کردن
  • خسرو سلاحی
  • محمدهادی سلاحی
  • ساز و سلاح
  • سراحین
  • سامانۀ سلاح
  • سلاح
  • سلاح افکن
  • سلاح خاص
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سلاحی. [ س ِ ] ( ص نسبی ) سلاحدار. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). سپاهی. ( غیاث ). سلاحدار. ساز جنگ برخود برگرفته. سپاهی. ( ناظم الاطباء ) :
بارگهت راست بهنگام بار
مهر سلاحی و فلک پرده دار.
امیرخسرو ( از آنندراج ).
بود نه چندانکه توان برشمرد
رخت سلاحی به سلح خانه برد.
امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سلاحدار . سپاهی . ساز جنگی بر خود بر گرفته .

کلمات مرتبط

  • تفنگ یا سلاحی را پر کردن
  • خسرو سلاحی
  • محمدهادی سلاحی
  • ساز و سلاح
  • سراحین
  • سامانۀ سلاح
  • سلاح
  • سلاح افکن
  • سلاح خاص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات