Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سلاح افکن

تلفظ بین المللی : /sˈelɑh ˈafkan/ تلفظ :‌ [s'elAh 'afkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سلاح
  • سلاح خاص
  • سلاح خانه
  • سلاح خفته
  • سلاح دار
  • سلاح دست
  • سلاح ریخته
  • سلاح زیستی
  • سلاح عام
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سلاح افکن. [ س ِ اَک َ ] ( نف مرکب ) سلاح افکننده. که سلاح خود بر زمین افکند. || کنایه از تسلیم شونده :
ز بهرجنگ مخالف چو برگرفت سلاح
شود مخالف او از فزع سلاح افکن.
سوزنی.

فرهنگ فارسی

سلاح افکننده که سلاح خود بر زمین افکند یا کنایه از تسلیم شونده .

کلمات مرتبط

  • سلاح
  • سلاح خاص
  • سلاح خانه
  • سلاح خفته
  • سلاح دار
  • سلاح دست
  • سلاح ریخته
  • سلاح زیستی
  • سلاح عام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات